40روزگی سوجان
سوجان عزیزم، چهل روز از آمدنت به این دنیا گذشته؛ چهل روز از آن لحظهای که زندگیِ ما را با حضور کوچکت روشنتر کردی. تو هنوز خیلی کوچکی، اما از همان روز اول، بزرگترین جای دلمان را مال خودت کردی. سوجان جان، این چهل روز برای ما پر از شگفتی، اشکِ شوق، خستگیِ شیرین، و عشقی بوده که هیچوقت فکر نمیکردیم اینقدر عمیق باشد. هر نگاهت، هر نفسِ آرامت، هر حرکت کوچکت، برای ما یک دنیا معنا دارد. تو آمدی و خانه را پر از نور کردی؛ انگار خدا تکهای از مهربانیاش را به ما هدیه داد. عزیز دلم، شاید هنوز ندانی که چقدر دوستت داریم؛ شاید هنوز دنیا برایت تازه و ناشناخته ...


